ترجمه "fermier" به فارسی

کشاورز, دهقان بهترین ترجمه های "fermier" به فارسی هستند.

fermier noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشاورز

    noun

    Fiind fiu de fermier, știa să vâneze și ochea excelent.

    به عنوان فرزند یک کشاورز که شکار کردن رو بلده، پدرم یک تیرانداز ماهر بود.

  • دهقان

    noun

    Şi fermierul munceşte până ajunge piele şi oase.

    یك دهقان باید پوستش سر مزرعه كنده بشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fermier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fermier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه