ترجمه "festival" به فارسی
جشن, جشنواره, عید بهترین ترجمه های "festival" به فارسی هستند.
festival
Noun
دستور زبان
-
جشن
nounCă gazdă a festivalului, fiecare gest pe care îl faci înseamnă ceva.
اُه ، اوم ، به عنوان میزبان این جشن ، هر حرکتی که انجام میدهید معنی دارد.
-
جشنواره
nounPentru un festival al pădurii care nu are nicio legătură cu pădurea.
اولين جشنواره جنگل که هيچ کاري با جنگل نداره.
-
عید
noun -
فستیوال
Până recent, oricând mergeam la conferințe sau festivaluri internaționale, de obicei eram printre cei mai deprimați oratori.
تا همین اواخر، هروقت در یک کنفرانس یا فستیوال بینالمللی شرکت میکردم، معمولا من یکی از افسردهترین سخنرانان بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " festival " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "festival" با ترجمه به فارسی
-
جشنواره فیلم
-
جشنواره
-
جشنواره فیلم کن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن