ترجمه "fierbinte" به فارسی

garm, داغ بهترین ترجمه های "fierbinte" به فارسی هستند.

fierbinte adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • garm

  • داغ

    noun

    Baia cu apa fierbinte nu este suficient de fierbinte ca sa ii incalzeasca sangele.

    وان آب داغ به اندازه ي کافي گرم نيست که بدنش رو داغ نگه داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fierbinte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fierbinte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fierbinte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه