ترجمه "flagel" به فارسی

بلا, مصیبت بهترین ترجمه های "flagel" به فارسی هستند.

flagel noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلا

    noun

    I se va folosi cartea pentru a pune capăt acestui flagel.

    از این کتاب برای خاتمه دادن به این بلا استفاده میکنم

  • مصیبت

    noun

    Ţinerea sub control a flagelului inegalităţii

    جلوگیری از مصیبت نابرابری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flagel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "flagel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه