ترجمه "hrană" به فارسی

غذا, خوراک بهترین ترجمه های "hrană" به فارسی هستند.

hrană noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • غذا

    noun

    Pe de altă parte, toate ființele au nevoie de hrană.

    از طرفی دیگر، همه زندگی ها نیازمند غذا و تغذیه هستند.

  • خوراک

    noun

    Astfel, reprezentanţii sclavului au distribuit cu fidelitate o hrană spirituală bogată creştinilor sinceri.

    به این ترتیب نمایندگانی از میان طبقهٔ غلام امین وفادارانه خوراک روحانی مسیحیان را تهیه میکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hrană " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hrană" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه