ترجمه "larg" به فارسی
پهن, گسترده, فراخ بهترین ترجمه های "larg" به فارسی هستند.
larg
adjective
masculine
دستور زبان
-
پهن
adjectiveEra un om, cu acele aripi mari si largi.
يه مرد با پر هاي بزرگ و پهن بود.
-
گسترده
adjectiveAntibioticele cu spectru larg de actiune nu dau roade.
طيف گسترده ي آنتي بيوتيک هايي که داديم کار نميکنن.
-
فراخ
adjectivePe acest drum larg şi spaţios merg cei mai mulţi oameni, cei care resping Cuvântul lui Dumnezeu.
چون این راه باز و فراخ است، عدهٔ کثیری که کلام خدا را رد میکنند در آن قرار گرفتهاند.
-
وسیع
adjectiveIdeea e că începe să se întâmple la un nivel la scară largă.
و این چیز داره اتفاق میافته اونهم تو یه سطح وسیع.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " larg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "larg" با ترجمه به فارسی
-
باند پهن
-
شبکه باند پهن
-
پهنباند
-
شبکه گسترده
-
اتصال باند پهن
-
شبکه گسترده
-
باند پهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن