ترجمه "liber" به فارسی
آزاد, خالی کردن, بی کار بهترین ترجمه های "liber" به فارسی هستند.
liber
adjective
masculine
دستور زبان
-
آزاد
adjectivePentru că trebuie să fi liberă ca să te poți mărita cu unul dintre noi.
چون برای اینکه بتونی با یکی از ما ازدواج کنی ، باید آزاد باشی.
-
خالی کردن
verb -
بی کار
-
ترجمه های کمتر
- رها
- مستقل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "liber" با ترجمه به فارسی
-
اراده آزاد
-
تجارت آزاد
-
حزب دموکرات آزاد آلمان
-
اندیشه آزاد
-
شعر آزاد
-
نرمافزار آزاد
-
چشم غیرمسلح
-
محتوای آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن