ترجمه "lichid" به فارسی
مایع, آبگونه بهترین ترجمه های "lichid" به فارسی هستند.
lichid
adjective
masculine
دستور زبان
-
مایع
stare a materiei în care la volum constant nu este prezentă o formă fixă
Atomii care fac corpurile solide, lichide, și gazoase se mișcă în permanență.
اتمهایی که جامد مایع، و گازها را میسازند همواره در حرکت هستند.
-
آبگونه
E cel mai nou televizor cu ecran cu cristale lichide.
اوه ، اون آخرين تلويزيون شفاف آبگونه است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lichid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lichid" با ترجمه به فارسی
-
کریستال مایع
-
کریستال مایع
-
هیدروژن مایع
-
مذی
-
هوای مایع
-
السیدی
-
نقد
-
مایع مغزی-نخاعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن