ترجمه "metru" به فارسی
متر, اندازهگیر, سنجه بهترین ترجمه های "metru" به فارسی هستند.
metru
noun
masculine
دستور زبان
-
متر
nounیکای اندازه گیری "طول" در دستگاه SI
Acum îl dau în leasing cu sub un dolar metrul pătrat.
خوب ، الان دارم متري کمتر از يه دلار اجاره ش ميدم.
-
اندازهگیر
noun -
سنجه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metru " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Metru
-
کسر میزان
noun
عباراتی شبیه به "metru" با ترجمه به فارسی
-
متر مکعب
-
متر مکعب
-
راننده
-
متر مربع
-
نظریه-م
-
متر مربع
-
متر
-
هشت هزار متریها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن