ترجمه "mic" به فارسی
كوچِک, کوچک, که بهترین ترجمه های "mic" به فارسی هستند.
mic
adjective
noun
masculine
دستور زبان
care este de mărime sub norma obișnuită
-
كوچِک
-
کوچک
adjectivecare este de mărime sub norma obișnuită
Fratele meu cel mic se uită la televizor.
برادر کوچک ام تلویزیون می بیند.
-
که
adjectiveVreau să te duci să cumperi nişte mâncare pentru micul dejun.
ازت مي خوام که بري و وسايل صبحونه رو بخري.
-
ترجمه های کمتر
- برنا
- جوان
- خرد
- کوچِک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mic"
عباراتی شبیه به "mic" با ترجمه به فارسی
-
فوروارد قدرتی
-
کشیم کوچک
-
میکا
-
کمترین مربعات
-
شیر کوچک
-
دباصغر
-
جغد جنگلی
-
بندانگشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن