ترجمه "mormon" به فارسی
مورمون ترجمه "mormon" به فارسی است.
mormon
Noun
دستور زبان
-
مورمون
Dezamăgit de explicaţiile lor, mi-am analizat motivele pentru care doream să devin misionar mormon.
با یأس و ناامیدی از توضیحات آنان، به زندگی خود و به دلایلی که میخواهم یک میسیونر مورمون شوم، بیشتر فکر کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mormon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن