ترجمه "mucegai" به فارسی
کپک, کپک بهترین ترجمه های "mucegai" به فارسی هستند.
mucegai
noun
neuter
دستور زبان
ciupercă
-
کپک
nounPrima dată am dat peste acest mucegai acum cinci ani.
من برای اولین بار پنج سال پیش با کپک لجن آشنا شدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mucegai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mucegai
-
کپک
nounUn al treilea experiment: Mucegaiul a fost invitat să exploreze un teritoriu acoperit cu ovăz.
در آزمایش سوم: کپک لجن را گذاشتند تا گسترهای پوشیده از جو را کشف کند.
عباراتی شبیه به "mucegai" با ترجمه به فارسی
-
پنیر آبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن