ترجمه "obiectiv" به فارسی
هدف, چشم انداز بهترین ترجمه های "obiectiv" به فارسی هستند.
obiectiv
adjective
noun
masculine
neuter
دستور زبان
-
هدف
nounVoința e pasiunea și perseverența investite în obiectivele pe termen foarte lung.
ثابت قدمى، اشتیاق و پشتکار برای اهداف بلند مدت محسوب مىشود.
-
چشم انداز
nounPare a fi un fel de distorsiune în perspectivă, dar nu foloseam obiectivul cu unghi larg.
شبیه یه چشم انداز تحریف شده است ولی من از زاویه وسیع عکس نگرفتم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obiectiv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obiectiv" با ترجمه به فارسی
-
دوربین تکلنزی بازتابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن