ترجمه "observator" به فارسی

رصدخانه ترجمه "observator" به فارسی است.

observator noun masculine neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رصدخانه

    noun

    Nu trebuie să te duci la acel observator din Colorado, nu?

    تو هرگز به اون رصدخانه در کلرادو نرفتی ، درسته ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " observator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "observator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "observator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه