ترجمه "ocazional" به فارسی
بعضی وقتها, گاهی, اتفاقی بهترین ترجمه های "ocazional" به فارسی هستند.
ocazional
Adjective
دستور زبان
-
بعضی وقتها
adverbÃștia sunt cei 46 de metri pãtrați unde îți ții hainele și faci baie ocazional?
اینجا مکان 500 متری ـته ؟ چایی که لباس هاتو نگه میداری و بعضی وقت ها حموم میکنی ؟
-
گاهی
adverbpe care-i vezi ocazional depăşind periculos, în trafic,
که گاهی موقع رانندگی می بینید که ویراژ می دن.
-
اتفاقی
nounViaţa e un drept, nu colateral sau ocazional.
زندگی یک حق است ، نه وثیقه یا اتفاقی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ocazional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن