ترجمه "operator" به فارسی
اپراتور, تلفنچی بهترین ترجمه های "operator" به فارسی هستند.
operator
Adjective
Noun
دستور زبان
-
اپراتور
Dacă nu, vă rog aşteptaţi pentru următorul operator disponibil.
اگر نه ، لطفا تا اپراتور در دسترس بعدي گوشي رو نگه داريد.
-
تلفنچی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "operator" با ترجمه به فارسی
-
فیلمبردار صحنه
-
علامت جمع +
-
ملازم خودكار
-
عملگر دیفرانسیلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن