ترجمه "oponent" به فارسی

حریف, رقیب, هماورد بهترین ترجمه های "oponent" به فارسی هستند.

oponent Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حریف

    noun

    Dar când te confrunţi cu mai mulţi oponenţi este...

    اما وقتی با چند حریف مواجهی .. این

  • رقیب

    noun

    Însă oponentul vostru a strigat mai tare decât dumneata deci, el obține punctajul.”

    اما صدای رقیب شما بلندتر از شما بود، پس امتیاز به او می رسد.»

  • هماورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oponent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oponent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه