ترجمه "orificiu" به فارسی
دهانه, سوراخ بهترین ترجمه های "orificiu" به فارسی هستند.
orificiu
Noun
دستور زبان
-
دهانه
Mai târziu, când fata se căsătorește, același tăietor desface orificiul, ca fata să poată face sex.
و بعد که ازدواج کرد، همان فرد دوباره پیدایش می شود و دهانه را باز می کند تا او بتواند رابطه جنسی داشته باشد.
-
سوراخ
nounRespira prin orificiile unui cal... Si va fi al tau pentru toata viata.
رو سوراخ های بینی یه اسب نفس بکش... و اون برای همیشه مال تو خواهد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orificiu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن