ترجمه "plat" به فارسی

تخت, تنک, صاف بهترین ترجمه های "plat" به فارسی هستند.

plat adjective noun masculine neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخت

    adjective noun

    Aşa că, Rosie se dă cu patinele iar celălalt se deplasează pe şenile plate.

    روزی روی اسکیت حرکت می کند و آن یکی روی تسمه های تخت حرکت می کند.

  • تنک

    adjective
  • صاف

    adjective

    Răspunsul sta totuşi în soldaţi de plus cu nasul mare şi plat.

    جواب میشه سربازهای نرمالو با بینی های بزرگ صاف.

  • ترجمه های کمتر

    • مسطح
    • هموار
    • کم عمق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه