ترجمه "plictisitor" به فارسی

کسل کننده, ملال آور بهترین ترجمه های "plictisitor" به فارسی هستند.

plictisitor adjective masculine دستور زبان

plictisitor, care plictisește

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کسل کننده

    adjective

    Nimeni nu a spus nimic de cât de plictisitor va fi sfârşitul lumii.

    هيچکس نگفته بود آخر زمان ممکنه چقدر کسل کننده باشه.

  • ملال آور

    Doar un alt beat plictisitor care a avut-o în palma mâinii sale

    فقط یه دائم الخمر ملال آور دیگه که فرصتش رو داشت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plictisitor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plictisitor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه