ترجمه "pneumonie" به فارسی
سینه پهلو, سینهپهلو, ششاك بهترین ترجمه های "pneumonie" به فارسی هستند.
pneumonie
Noun
دستور زبان
-
سینه پهلو
Doctorii au spus că suferă de pneumonie, fiindcă s-a întâmplat mai târziu, în timpul unei epidemii de gripă.
دکترها گفتن سینه پهلو کرده چونکه بعدش در طی یک آنفلونزای همه گیر دچارش شد
-
سینهپهلو
-
ششاك
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pneumonie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pneumonie
-
سینهپهلو
التهاب ریه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن