ترجمه "pom" به فارسی

درخت, دار, دِرَخت بهترین ترجمه های "pom" به فارسی هستند.

pom noun masculine دستور زبان

arbore, copac

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    El a pretins că restricţia de a mânca din pom era nejustificată, că era un abuz de putere.

    او استدلال کرد که فرمان منع خوردن میوهٔ آن درخت بیاساس است. این کار سوءاستفاده از قدرت بود.

  • دار

    noun

    Biblia îl aseamănă pe omul sănătos din punct de vedere spiritual cu un pom falnic, cu frunziş bogat.

    کتاب مقدّس کسانی را که ایمانی قوی دارند به درختی سرسبز و خرم تشبیه میکند.

  • دِرَخت

  • شجر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه