ترجمه "praf" به فارسی
خاک, gard o khåk, غبار بهترین ترجمه های "praf" به فارسی هستند.
praf
noun
neuter
دستور زبان
-
خاک
nounNu găseşti un fir de praf pe mobilă chiar dacă plăteşti un milion.
نگا کن اگاتينو تو اگه تونستي يه ذره گردو خاک تو خونه پيدا کني يهميليون بهت ميدم!
-
gard o khåk
-
غبار
nounCum am mai spus, undele radio trec prin praf, deci nu e o problemă.
همان طور که اشاره کردم، موج رادیو از بین غبار عبور می کند، پس مشکلی نیست.
-
گرد
nounToată lumea ştie că praful zânelor te face să zbori.
همه مي دونن که گرد پريزاد براي پرواز کردن ـه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " praf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Praf
-
گرد و غبار
Una e o coadă de praf, care e spulberat de vântul solar.
یکی دنباله گرد و غبار هست، که با بادهای خورشیدی به کنار می روند.
عباراتی شبیه به "praf" با ترجمه به فارسی
-
غبار کیهانی
-
پودر آشپزی
-
پودر ورآور
-
باروت · بارود
-
باروت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن