ترجمه "problemă" به فارسی

مشکل, مسئله, مشک بهترین ترجمه های "problemă" به فارسی هستند.

problemă noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکل

    noun

    Ciudat dar nu cred că a încercat să creeze probleme.

    به خدا بسه ، فکر نميکردم که ميخواسته مشکلي به وجود بياره.

  • مسئله

    noun

    El ne poate face să luăm în glumă problemele foarte serioase.

    میتواند باعث شود با بیاعتنایی به مسائل جدی بنگریم.

  • مشک

    noun
  • گرفتاری

    Nu ai idee ce probleme ai, nu?

    تو هیچ تصوری از موقعیت بدی که توش گرفتاری نداری ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " problemă " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Problemă
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکل

    adjective noun

    Problema e că eu nu ştiu când să mă opresc.

    مشکل اينجاس که نميدونم چطوري بايد جلوي خودمو بگيرم.

عباراتی شبیه به "problemă" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "problemă" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه