ترجمه "pupa" به فارسی
بوسیدن, ماچ کردن, کشتیدم بهترین ترجمه های "pupa" به فارسی هستند.
pupa
verb
دستور زبان
a săruta
-
بوسیدن
verb -
ماچ کردن
verbTe-am văzut pupând un porumbel pe gură.
خودم ديدم نوک يه کبوتر رو ماچ کردي
-
[[ماچ کردن]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pupa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pupa
Pupa (constelație)
-
کشتیدم
Pupa (constelație)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن