ترجمه "putea" به فارسی
توانستن, قادر بودن, tavânestan بهترین ترجمه های "putea" به فارسی هستند.
putea
verb
دستور زبان
a fi capabil sau apt
-
توانستن
verbpărinţii au putut filma aceste imagini grozave
اونها توانستن این اثر بزرگ را ببینند و
-
قادر بودن
verbRumplestiltskin a făcut ceea ce puțini pot pretinde.
پوست چروکين کاري رو کرده که افراد کمي قادر بودن انجام بدن
-
tavânestan
-
ترجمه های کمتر
- امکان داشتن
- تَوانِستَن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "putea" با ترجمه به فارسی
-
شاید · گاس · گويا
-
خواندن
-
POT
-
پل پوت
-
شایَد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن