ترجمه "putred" به فارسی
puside, پوسیده بهترین ترجمه های "putred" به فارسی هستند.
putred
adjective
masculine
دستور زبان
-
puside
-
پوسیده
Copacul, aparent de neclintit, era putred pe dinăuntru, iar furtuna nu a făcut decât să scoată la iveală această degradare ascunsă.
آری، آن درختِ سِتُرگ و به ظاهر جنبشناپذیر از درون پوسیده بود، و طوفان پوسیدگی پنهانش را نمایان ساخته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putred " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "putred" با ترجمه به فارسی
-
لخسیدن · پوسیدن · گندیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن