ترجمه "radar" به فارسی

رادار, رادار بهترین ترجمه های "radar" به فارسی هستند.

radar Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادار

    noun

    Majoritatea emiţătoarelor radar sunt la sol, vizând cerul.

    بیشتر فرستنده های رادار روی زمین هستن ، آسمون رو نشونه رفتن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

RADAR
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رادار

    Radarul Doppler arată că se apropie un al patrulea val.

    رادار نشون ميده موج چهارم در حال نزديک شدنه

اضافه کردن

ترجمه های "radar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه