ترجمه "respect" به فارسی
احترام, ادب, احترام بهترین ترجمه های "respect" به فارسی هستند.
respect
noun
neuter
دستور زبان
-
احترام
nounDintre toţi regii Greciei, pe tine te respect cel mai mult.
بين تمام پادشاهانِ يونان من به تو احترام بيشتري مي گذارم.
-
ادب
nounUnii se mulţumesc să respecte tradiţii religioase care se bazează pe învăţături false.
بعضی اشخاص به آداب و رسومی که بر پایهٔ دروغ و ریا است قانع و خرسندند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " respect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Respect
-
احترام
noun properRespectul pentru acest nume şi pentru Cel care îl poartă era esenţial.
آری، احترام به خدا و نام وی اهمیت حیاتی داشت.
عباراتی شبیه به "respect" با ترجمه به فارسی
-
احترام گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن