ترجمه "secret" به فارسی
سر, پنهانی, راز بهترین ترجمه های "secret" به فارسی هستند.
secret
adjective
noun
masculine
neuter
دستور زبان
-
سر
nounSe pare că prietenul tău a fost văzut fotografiind un secret.
بنظر دوست پسرت داشته از چيزاي سري عکس ميگرفته.
-
پنهانی
Am început să pun sârma în secret şi să fac reprezentaţii fără permisiune.
بنابراین من شروع به نصب یک طناب به صورت پنهانی برای یک نمایش بدون مجوز کردم.
-
راز
nounTu stii cum este să trăiesti cu un secret.
چونکه تو درک ميکني که زندگي کردن با يه راز ، چه حسي داره.
-
ترجمه های کمتر
- سکرت
- مخفی
- نهانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " secret " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "secret" با ترجمه به فارسی
-
انجمن مخفی
-
سکرتر
-
در پشتی
-
مخفی · نهانی · پنهانی
-
درب پشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن