ترجمه "slobod" به فارسی
آزاد, آزادی, رها بهترین ترجمه های "slobod" به فارسی هستند.
slobod
adjective
masculine
دستور زبان
-
آزاد
adjectiveSacrificarea ta va slobozi sufletul surorii mele din osânda veşnică.
قرباني کردن تو روح خواهرم رو از لعن ابدي آزاد ميکنه.
-
آزادی
noun -
رها
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slobod " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن