ترجمه "soare" به فارسی
خورشید, آفتاب, khorshid بهترین ترجمه های "soare" به فارسی هستند.
corp ceresc
-
خورشید
propercorp ceresc
Ele trebuie să urmărească soarele, pentru că ele trebuie să fie îndreptate direct spre soare.
آنها باید خورشید را ره گیری کنند، زیرا باید همیشه مستقیماً رو به خورشید باشند.
-
آفتاب
properPrin cupola de frunze, razele soarelui desenau modele de dantelă pe redingotele bărbaților.
آفتاب از میان شاخههای پربرگ درختان میگذشت و بر کُتهای فراک و بلند مردان نقشهایی همچون تور میانداخت.
-
khorshid
-
ترجمه های کمتر
- خور
- خورشيد
- خورشیدفش
- درخشان
- شمس
- هور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
خورشید
properEi bine, în viitorul îndepărtat, Soarele va deveni mai luminos.
خوب در آیندهی دور، خورشید روشنتر خواهد شد.
-
خورشيد
Soarele va lumina mâine a noua zi, şi aşteptăm predarea lui Gannicus.
فردا با طلوع خورشيد روز نهم شروع ميشه. و ما هم منتظر تحويل گانيکوس خواهيم بود.
-
آفتاب
nounSoarele ardea cu putere, iar Ilie, deprimat şi cuprins de spaimă, mergea prin ţinutul acela stâncos şi sălbatic.
محزون و غمزده و از خوف مرگ بر جادههای ناهموار و زیر آفتاب سوزان قدم برمیداشت.
تصاویر با "soare"
عباراتی شبیه به "soare" با ترجمه به فارسی
-
روغن آفتابگردان
-
آفتابگردان · گل آفتابگردان
-
آفتابگردان
-
تیغ افتاب · سحر · طلوع افتاب · طلوع خورشید · مشرق
-
خورشیدگرفتگی
-
بوتیمار آفتابی
-
عینک آفتابی
-
گل آفتابگردان