ترجمه "somon" به فارسی

ماهی آزاد, سالمون, قزل آلا بهترین ترجمه های "somon" به فارسی هستند.

somon noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی آزاد

    noun

    Am realizat 18 ore de pescuit somon, live.

    ما ۱۸ ساعت به صورت زنده از ماهیگیری ماهی آزاد برنامه ساختیم.

  • سالمون

    Puținele rude înotătoare ale somonului și ale tonului se înghesuiau în partea de jos a lanțului trofic.

    چند تا از اقوام سالمون و تن با بالههای شعاعی پایین چرخه غذایی را پوشش داده بودند.

  • قزل آلا

    Permite-mi un cuvânt, două despre somon, în calitate de specialist în domeniul pescuitului.

    به عنوان يه کارشناس شيلات ، بذارين چند کلمه درباره قزل آلا براتون بگم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " somon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "somon"

اضافه کردن

ترجمه های "somon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه