ترجمه "suport" به فارسی
حمایت, پشتیبانی, تکیهگاه بهترین ترجمه های "suport" به فارسی هستند.
suport
Noun
دستور زبان
-
حمایت
nounMulte femei nu primesc suport clinic de specialitate.
و بسیاری از مادران از حمایت پزشکی برخوردار نیستند.
-
پشتیبانی
nounVine cu un ghid de instalare tehnică, rutine de configurare în format video, şi, fiţi atenţi, suport tehnic.
با راهنمای فنی نصب ارائه میشه، ویدئوی روش نصب، این داشته باشید، پشتیبانی فنی.
-
تکیهگاه
nounmatematică
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suport " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suport" با ترجمه به فارسی
-
احیای قلبی ریوی
-
صفحه لمسی
-
حمایت · پشتیبانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن