ترجمه "tendon" به فارسی
تاندون, پی, تاندون بهترین ترجمه های "tendon" به فارسی هستند.
tendon
Noun
دستور زبان
-
تاندون
Ai reflexele scazute la tendonul patelar.
توي تاندون کشکک زانوتون دچار کاهش واکنش شديد
-
پی
nounDupă aceea, oasele, tendoanele și carnea au fost acoperite cu piele.
پس از آن رگ و پی و گوشت با پوست پوشانده شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tendon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tendon
-
تاندون
Ai reflexele scazute la tendonul patelar.
توي تاندون کشکک زانوتون دچار کاهش واکنش شديد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن