ترجمه "tramvai" به فارسی

ترامواى, تراموای, واگن برقی بهترین ترجمه های "tramvai" به فارسی هستند.

tramvai noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترامواى

  • تراموای

    noun
  • واگن برقی

    Îmi venea să fac pipi încă de când tramvaiul a lovit hârtoapa aia.

    از اون موقع كه واگن برقی خورد به اون چاله بايد مي رفتم جيش كنم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tramvai " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tramvai
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تراموا

    Intersectarea dintre etică şi psihologie reprezintă punctul de interes al dilemei tramvaiului.

    این تقاطع بین اخلاقیات و روانشناسی نکته جالب در مورد مسئله تراموا است.

تصاویر با "tramvai"

عباراتی شبیه به "tramvai" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tramvai" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه