ترجمه "tren" به فارسی
قطار, ترن, قطار بهترین ترجمه های "tren" به فارسی هستند.
tren
noun
neuter
دستور زبان
vehicul
-
قطار
nounAm petrecut douăsprezece ore în tren.
من دوازده ساعت را در قطار سپری کردم.
-
ترن
Veți auzi un tren, la care ei nu vor reacționa.
شما یک ترن را خواهید شنید درلحظه ای که اونها بهش واکنش نشون نمیدن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tren " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tren
-
قطار
nounAm petrecut douăsprezece ore în tren.
من دوازده ساعت را در قطار سپری کردم.
تصاویر با "tren"
عباراتی شبیه به "tren" با ترجمه به فارسی
-
قطار تندرو · قطار سریعالسیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن