ترجمه "ureche" به فارسی

گوش, گوش بهترین ترجمه های "ureche" به فارسی هستند.

ureche noun feminine دستور زبان

organ-pereche al auzului, situat (simetric) pe partea laterală a capului

+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوش

    noun

    Aş putea arde urechile unui preot cu doar jumătate.

    پس بايد براي اعتراف کردن به اونا گوش قاضي رو بسوزونم.

  • [[گوش]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ureche " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ureche
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوش

    noun

    یکی از اندام های حسی ویژه که در شنوایی و تعادل نقش دارد

    Urechile voastre sunt mereu pornite. Nu aveţi "pleoape" pentru urechi.

    گوش های شما همیشه در حال کار کردنه. ما چیزی مثل پلک گوشی نداریم

تصاویر با "ureche"

عباراتی شبیه به "ureche" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ureche" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه