ترجمه "uzual" به فارسی
رایج, شایع, معمول بهترین ترجمه های "uzual" به فارسی هستند.
uzual
Adjective
دستور زبان
-
رایج
adjective -
شایع
adjective -
معمول
adjectiveMetodele uzuale de evaluare a unui habitat se făceau prin numărarea vizuală a speciilor și a indivizilor din fiecare specie, într-un areal dat.
روشهای معمول برای ارزیابی یک جاندار با شمارش تعداد گونهها و تعداد هر جاندار داخل هر گونه در یک منظقه مشخص انجام میشه.
-
ترجمه های کمتر
- عادی
- نرمال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uzual " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن