ترجمه "vampir" به فارسی

خونآشام, خفاش خونآشام, خونآشام بهترین ترجمه های "vampir" به فارسی هستند.

vampir noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونآشام

    (Râsete) Pentru a se apăra, calmarul vampir își trage o mantie neagră peste tot corpul şi se face ca o minge.

    (خنده تماشاگران) ماهی مرکب خونآشام، برای محافظت خودش، این شنل سیاه رنگ را روی همه بدنش میکشه، و مثل توپ خودش را گوله میکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vampir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vampir
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خفاش خونآشام

  • خونآشام

    (Râsete) Pentru a se apăra, calmarul vampir își trage o mantie neagră peste tot corpul şi se face ca o minge.

    (خنده تماشاگران) ماهی مرکب خونآشام، برای محافظت خودش، این شنل سیاه رنگ را روی همه بدنش میکشه، و مثل توپ خودش را گوله میکنه.

عباراتی شبیه به "vampir" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vampir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه