ترجمه "ventilator" به فارسی

فن, فن الکتریکی, پنکه بهترین ترجمه های "ventilator" به فارسی هستند.

ventilator noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فن

    noun

    Ei bine, am folosit ventilatoare, lumini şi dispozitive de ploaie.

    ما از فن و سيستم هاي بالا برنده و ماشين بارون زا استفاده کرديم

  • فن الکتریکی

  • پنکه

    noun

    Imi pare rau, dar porumbelul se apropie ingrozitor de mult de ventilator.

    ببین ، من واقعا متاسفم. ولی اون قمری داره زیادی به پنکه نزدیک می شه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ventilator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ventilator
+ اضافه کردن

رومانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فن

    noun

    Ventilatorul le va mesteca şi le va trage înapoi la noi.

    اون فن خوردشون میکنه و برشون میگردونه سمت خودمون

اضافه کردن

ترجمه های "ventilator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه