ترجمه "video" به فارسی
ویدیو, ویدئو بهترین ترجمه های "video" به فارسی هستند.
video
Adjective
دستور زبان
-
ویدیو
nounFac asta prin pictură, sculptură, video și spectacole.
من این کار را از طریق نقاشی، مجسمه سازی، ویدیو و نمایش انجام میدهم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " video " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Video
-
ویدئو
Video: Și acestă lexigramă se refereră la un loc din pădure.
ویدئو: این علامت (لکزیگرام) به محلی در جنگل اشاره دارد.
عباراتی شبیه به "video" با ترجمه به فارسی
-
ترس و بقا
-
بازیهای رایانه
-
نقشآفرینی
-
شهرام انتخابی
-
بازی ویدئویی مسابقهای
-
دیسک ویدیویی دیجیتال
-
صنعت بازیهای ویدئویی
-
بازی ویدئویی راهبردی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن