ترجمه "egg" به فارسی
تخم, تخممرغ بهترین ترجمه های "egg" به فارسی هستند.
egg
-
تخم
noun -
تخممرغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
تخم, تخممرغ بهترین ترجمه های "egg" به فارسی هستند.
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید