ترجمه "dlh" به فارسی
بدهی, قرض, بدهكاري بهترین ترجمه های "dlh" به فارسی هستند.
dlh
noun
masculine
دستور زبان
-
بدهی
nounAdam a Eva preniesli tento dlh na svoje potomstvo.
آدم و حوا این بدهی را به فرزندان خویش منتقل کردند.
-
قرض
nounNapríklad keď je hriech pripodobnený k dlhu, cítime jeho ťarchu.
برای مثال، تشبیه گناه به قرض به ما کمک میکند که سنگین بودن بار گناه را حس کنیم.
-
بدهكاري
-
ترجمه های کمتر
- بدهی (قرض)
- ورشكستگي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dlh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dlh
-
قرض
nounNapríklad keď je hriech pripodobnený k dlhu, cítime jeho ťarchu.
برای مثال، تشبیه گناه به قرض به ما کمک میکند که سنگین بودن بار گناه را حس کنیم.
عباراتی شبیه به "dlh" با ترجمه به فارسی
-
بدهی دولت
-
بدهی عمومی
-
بدهی خصوصی
-
بدهی خارجی
-
استهلاك بدهي · بازپرداخت · بازپرداخت بدهيها · پرداخت بدهی
-
استهلاك بدهي · بازپرداخت · بازپرداخت بدهيها · پرداخت بدهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن