ترجمه "Bodalo" به فارسی
خنجر, خنجر, دشنه بهترین ترجمه های "Bodalo" به فارسی هستند.
Bodalo
-
خنجر
nounNekateri pasovi so imeli tudi močne zaponke, kamor je lahko vojak zataknil meč in bodalo.
برخی از این کمربندها دارای قلابهایی بود که شمشیر و خنجر در آنها قرار میگرفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bodalo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bodalo
-
خنجر
nounNekateri pasovi so imeli tudi močne zaponke, kamor je lahko vojak zataknil meč in bodalo.
برخی از این کمربندها دارای قلابهایی بود که شمشیر و خنجر در آنها قرار میگرفت.
-
دشنه
nounHitro sem skril svoje bodalo, da bi skril svojo identiteto Grimma.
سريعاً دشنه ي خود را کنار گذاشتم " تا هويت گريم خود را فاش نکنم
-
قمه
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن