ترجمه "Igra" به فارسی
بازی, بازی, بازی کردن بهترین ترجمه های "Igra" به فارسی هستند.
Igra
-
بازی
nounIgraj se z mojim mobitelom.
بگیر ، با موبایلم بازی کن باشه ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Igra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
igra
دستور زبان
Zabava ali razvedrilo; razvedrilo v prostem času.(Vir: CED)
-
بازی
nounTo je torej nadgradnja igre mačke in miši.
خوب این بروز رسانی برای این بازی موش و گربه بود.
-
بازی کردن
verbTe skrivnosti lahko odkrijejo samo tisti, ki imajo priložnost igrati se s temi silami.
وقتی به چیزهای مرموز پی می برند، که فرصت بازی کردن با آنها را پیدا کنند.
-
پیس
عباراتی شبیه به "Igra" با ترجمه به فارسی
-
بازی نقشآفرینی
-
ورقبازی
-
بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۰۴
-
طراح بازی
-
بازیهای تختهای
-
قمار
-
ورقبازی
-
بازی چند نفره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن