ترجمه "Jug" به فارسی
جنوب, جنوب, نیمروز بهترین ترجمه های "Jug" به فارسی هستند.
Jug
-
جنوب
nounNedolgo zatem, poleti 1953, sem dobil nalogo, da služim kot območni nadzornik v črnskih okrajih na Jugu.
کمی پس از آن، در تابستان ۱۹۵۳ از من خواسته شد در حوزهٔ سیاهپوستان جنوب سرپرست ناحیه شوم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Jug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
jug
دستور زبان
-
جنوب
nounIn sprejemali jo bodo v najboljših družinah na jugu.
آره. و بهترين خانواده هاي جنوب بهت احترام مي ذارن.
-
نیمروز
noun -
[[جنوب]]
عباراتی شبیه به "Jug" با ترجمه به فارسی
-
ایالتهای جنوبی آمریکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن