ترجمه "balzam" به فارسی
روغن, روغن مالی, مرهم بهترین ترجمه های "balzam" به فارسی هستند.
balzam
-
روغن
nounZa moje srce je bila kakor blagodejen balzam.
مطالب آن کتاب برای جانم روغن بَلَسان بود.
-
روغن مالی
noun -
مرهم
nounS poškodovanimi ovcami ravnajo nežno, jim obvezujejo rane in jih zdravijo z blagodejnim balzamom iz Božje Besede.
ایشان با مهربانی گوسفند زخمی را در آغوش گرفته، با کلام خدا بر زخمهایش مرهم مالیده، باندپیچی میکنند.
-
پماد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " balzam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن