ترجمه "deset" به فارسی
ده, دَه, dah بهترین ترجمه های "deset" به فارسی هستند.
deset
-
ده
Cardinal numberImela je deset otrok in moža Rafaela, ki se je opijal.
او و شوهر مشروبخوارش، رافائِل، صاحب ده فرزند بودند.
-
دَه
Najprej je privedel nad deželo deset stisk, ki so pokazovale njegovo moč na presenetljive in raznovrstne načine.
با آوردن دَه بلا در آن سرزمین، قدرت یَهُوَه به طریقهای گوناگون و حیرتانگیز نشان داده شد.
-
dah
-
۱۰
numeralNadaljnja nesreča ga je doletela, ko mu je med viharjem umrlo vseh deset otrok.
ضربهٔ بعدی، کشتن هر ۱۰ فرزند ایّوب در طوفان بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deset " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deset" با ترجمه به فارسی
-
ده فرمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن