ترجمه "klient" به فارسی

مشتری, موکل بهترین ترجمه های "klient" به فارسی هستند.

klient
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتری

    noun

    Se zavedate, da je vaš klient podpisal priznanje?

    میدونی که مشتری تو اعترافش رو امضا کرده

  • موکل

    noun

    Moj klient je naredil vse, da spoštuje zakone.

    موکل من تمام تلاشش رو کرده که کاملاً مطابق با قوانين فدرال باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه